سقف شیشه ای، شکستنی هست یا که نیست؟

فرناز سیفی

دوشنبه ۸ خرداد 1396 - 20:52

 دوستی در میانه‌ی گپ گفت:«از سه چهار کشور محروم آفریقایی بگذریم، دیگر کشوری نمانده که دخترها حداقل هفت هشت کلاس سواد را نداشته باشند. وضعیت اصلا دیگر فاجعه‌بار نیست.»

اشتباه می‌کرد. این خوش‌خیالی هنوز خیلی رایج است. وضعیت آموزش در جهان پیشرفت چشمگیری داشته است، اما انگار میزان این پیشرفت خیلی بیش از واقعیت برآورد می‌شود. آمار سازمان ملل متحد می‌گوید هنوز در دست‌کم ۲۶ کشور جهان، بیش از یک سوم دختربچه‌ها هرگز این فرصت و موقعیت را پیدا نمی‌کنند که تحصیلات ابتدایی را به‌پایان برسانند. در ۱۹ کشور جهان هم پسربچه‌ها امکان تمام کردن دوران ابتدایی را ندارند.

وضعیت در چه کشورهایی برای دختربچه‌ها از هر نقطه دیگری بدتر است؟ در جمهوری چاد، سودان و جمهوری آفریقای مرکزی.

***

دوست دیگری وقتی داشتیم از حضور اندک زنان در پست‌های مدیریتی حرف می‌زدیم و معضل سقف شیشه‌ای که مانع از پیشرفت زنان است، گفت:«در کشورهای توسعه‌یافته غربی به‌هرحال این امید ملموس وجود دارد که وضع رو به جلوست و بهتر خواهد شد. در کشورهای توسعه‌نیافته که حتا کورسوی امید چندانی نیست.»

حرف‌اش شاید در کلی‌گویی چندان نادرست نباشد؛ اما این هم از آن پیش‌فرض‌هایی است که لزوما درست نیست. اتفاقا وضعیت مشارکت سیاسی یا حضور زنان در پست‌های مدیریتی در برخی کشورهای درحال‌توسعه که به ذهن هم نمی‌رسد، به‌مراتب بهتر و موفق‌تر از کشورهای توسعه‌یافته است. مثالش رواندا که بیشترین تعداد نمایندگان زن را در پارلمان دارد. مثال دیگر بلاروس است که ۶۲٪ کل مدیران دانشگاهی، دولتی، مهندس‌ها و مدیران بخش خصوصی زن‌اند. رقمی که بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته حالا حالاها خیالش را هم نمی‌توانند بکنند.

این وضعیت در نابرابری دستمزد برای کار یکسان هم در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته ملموس است. برای مثال در آلمان، زنان به‌طور متوسط برای کار یکسان با مردان، ۲۲ درصد کمتر دستمزد دریافت می‌کنند.

فوروم جهانی اقتصاد نیز در گزارش سال ۲۰۱۵ خود اعلام کرد که میانگین درآمد سالانه زنان در مقایسه با مردان، برای کار مشابه، تقریبا نصف است. وضعیتی که از هر سو بنگریم، یک فاجعه غم‌انگیز است.

***

وقتی به حضور سیاسی گسترده زنان در سطح کلان کشور فکر می‌کنید، نام چه کشورهایی به ذهن‌تان می‌آید؟ به‌نظرتان زنان در مجموع در کدام کشورها سمت‌ها و مناصب سیاسی بیشتری را در دست دارند؟‌

جواب این است: هیچ کشوری به پای ایسلند نمی‌رسد. ایسلند نه‌تنها اولین کشور تاریخ است که زنی را رئیس‌جمهور کرد، بلکه درحال‌حاضر ۴۴ درصد وزرای کابینه زن هستند و دست‌کم ربع قرن است که حضور زنان در پست‌های سیاسی کشور، چشمگیر است.

تمام کشورهای حوزه‌ی اسکاندیناوی نیز وضعیت بسیار خوبی از نظر سطح مناصب سیاسی زنان دارند.

اما آمار «فوروم جهانی اقتصاد» نشان می‌دهد وضعیت در کشورهای دیگری هم خوب و امیدبخش است که کمتر کسی ممکن است فکر کند حضور سیاسی زنان در این کشورها تا این‌اندازه چشمگیر و مستحکم است. مثلا نیکاراگوئه، چهل و هفت‌ درصد مدیران ارشد دولتی در نیکاراگوئه، زن‌اند. چهل و یک درصد اعضای پارلمان این کشور را نیز زنان تشکیل می‌دهند و حضور زنان در عالی ترین سطوح سیاسی در این کشور دیگر به واقعیت عادی و رایج تبدیل شده است.

بولیوی یکی دیگر از کشورهایی است که ۵۳ درصد اعضای پارلمان آن را زنان تشکیل می‌دهند. این رقم در هلند ۴۷ درصد است. در اسلوانی ۴۴ درصد وزرای کابینه از میان زنان عرصه سیاست انتخاب شدند و این کشور کوچک اروپایی یکی از ده کشور برتر جهان از نظر شمار وزرای زن محسوب می‌شود.

از سال ۱۹۶۵ تاکنون، اداره کشور فیلیپین برای ۱۶ سال در دست زنان رئیس‌جمهور بوده است. در کاستاریکا ۴۱ درصد وزرا را زنان تشکیل دادند. در موزامبیک ۴۰ درصد کل مناصب سیاسی کشور در دست زنان است و کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا، کانادا یا بریتانیا در هیچ‌کجای این آمارهای چشمگیر نیستند. وضعیت پیچیده‌تر از چیزی است که در نگاه اول تصور می‌کنیم. مگر نه؟