منبرهای سکسی

امین بزرگیان

پنجشنبه ۱۸ خرداد 1396 - 18:26

این کلام‌ها دیگر حیرتی برنمی‌انگیزد. با اينكه دستگاه دين و روحانيت به نحو تاريخى، به سبب تعلقاتشان به نوعى عقلانيت دينى، و ملهم از سيره، حامى هرچه بيشتر فرزندآورى بوده است، اما تأكيدات اخير بر این امر، سرشتى كاملاً متفاوت و مدرن دارد.

فرمان دولتى اخيرِ «ويوا زندگى بدون كاندوم و وازكتومى» پيامى است برخاسته از ماهيت دولت مدرن. دولتى كه پيش‌تر همين روحانيت را براى توصيه به «فرزند كمتر، زندگى بهتر» به خدمت گرفته است. دقت کنیم اين دولت است كه دستگاه دين را براى سياست‌هايش استخدام كرده است.

ورژن متأخر روحانيون سكسى كه بى‌توجه به موارد شرم‌آورعرفى، بالای منبرها از رابطه جنسى آمیخته با كلام كوچه - بازارى و اصطلاحات فقهى سخن می‌گویند، شايد بهتر از هر پديده‌اى اين فرايند استخدام را نشان مى‌دهند. اگرچه در مرحله پيدايش، اين روحانيون بودند كه در حكومت جديد دولت را تسخير كردند، اما پس از مدت كوتاهى و دقيقاً بر اساس تئورى حكومتى آیت الله خمينى، كم كم دولت مدرن بوده كه آنها را به استخدام خود درآورده است. اين كارمندگيرى چنان سراسرى و همه جانبه بوده كه روحانيت را از جاى خود كنده و شكل تازه‌اى به آن داده است.

منبرها يكى از قديمى‌ترين رسانه‌ها در فرهنگ ايرانى اسلامى ما بوده‌اند. منبرها به مثابه تلويزيون، راديو

يا اينترنت كلاسيك‌ عمل می‌کرده‌اند و در ارتباط با زندگى واقعي افراد بوده‌اند. در دوران مدرن و آغاز فرايند مدرنيته در ايران، رقبايي چون راديو و تلويزيون براى منبرها به صحنه آمدند. به ميزان پيشرفت جامعه ايران، منبرها به حافظ سنت و ساختار سنتى تبديل شدند. در واقع، شكافى میان زندگى واقعي رو به مدرن ايرانيان و منبرها و محتوايشان افتاد. اين اتفاق در غرب پيش‌تر با كليسا رخ داده بود. رسانه منبر با یافتن رقباى جديد و قوى به پاس‌دار سنت تبديل شد. در جريان انقلاب اسلامى، منبرها كاركرد سياسي مدرنى را با وظيفه سنتى و كلاسيك‌شان درهم‌آميختند. آنها انقلاب را با فقه و ديانت تركيب كردند. اين تركيب هرچند در نهايت به پيروزى صاحبان منبر انجاميد اما به سبب آميختگى‌اش با چيزی مدرن (انقلاب) شكل سنتى خود را از دست داد. به مرور زمان و پيشرفت تكنيكى و همگانى شدن رسانه‌هاى رقيب، منبرها به طور جدى مخاطبان خود را از دست دادند. حتى دين‌دارها در شرايط جديد و با حكومت دينى تازه از تلويزيون به جاى منبرها استفاده كردند؛ منبرهایی که دیگر کاملاً هم سنتی نبودند. عكس‌العمل منبرها همچون هر شركت رسانه‌اى بزرگ، تغيير در برخى برنامه ها و جذب مخاطبان تازه شد. در دوران متأخر نیز موج جديدى در رسانه منبر مى‌بينيم. آنها می‌کوشند امور ممنوعه را كه در تلويزيون رسمى امكان انتشار ندارد، مطرح كنند. موج تازۀ پدیدآمده از سخن‌گویی درباره روابط جنسي آن هم بدان گونه دقيق و با جزئيات محصول اين واکنش شركت سهامى رسانه‌اى منبر است. همچنين، گفتار بسیار غيررسمى، حتى جوان‌پسندانه با استفاده از كلمات ويژه نسل جديد و طناز بودن، بخشي از اين ماجراست.

در چند سال اخير و برخلاف گذشته، گوش سپردن به وعظ و سخن‌رانى روحانيون در واقع به منزلۀ شنيدن نه تنها دنيوى‌ترين و انضمامی‌ترین امور كه شرمگينانه‌ترين آنهاست، همچون سخن گفتن صريح از مسايل عرفاً ممنوعه سكسى در ميانه خنده جوانانِ مشتاق شنونده. در واقع روحانيون در كنار كارشناسان تلويزيونى به يكى از عناصر مهم گفتار درباره سكسوآليته مبدل شده‌اند؛ گفتارى كه براساس تحقيقات ميشل فوكو به ميزان هرچه محدودتر شدن و سركوب شدن سكسوآليته، گسترش مى يابد .

يادمان باشد چنانچه از گذشته‌ها همواره سخن در باب امور جنسى در رساله‌هاى مراجع انعكاس يافته، اما زبان و شكل رسمى و فقهى پرداختن به آنها و نيز كاركردشان يعنى پاسخگويى دستگاه سنتى روحانيت به عنوان تنها مرجع قابل قبول اجتماعى درباره مسايل روزمره و ماهيت غيردولتى آن، كاملاً موضوع را با شرايط متاخر متفاوت مى‌سازد.

اينكه چگونه با عشق به فاطمه زهرا بايد بچه دار شد، یقیناً پرسشی است كه تنها با شناخت مكانيزم‌هاى دولت مدرن براى استفاده از تمامى ابزار هژمونيكش مى‌توان آن را دریافت.

اينكه آيت الله عظمايى درباره فانكسيون آلت جنسى اتباع جامعه در راستاى خواست دولت، فرمان دينى بدهد كه «كاندوم باى نحو كان در حكم محاربه با امام زمان مى‌باشد»، توتاليتاريسم دولت مدرن را نشان مى‌دهد كه در تقسيم‌بندی كارى‌اش عضو شریف را به مقدس‌ترين‌ها واگذار كرده است.