حلقه مفقود یک تروریست: همسر، خواهر، دختر

فرناز سیفی

جمعه ۲ تیر 1396 - 15:03

اندونزی، پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان جهان، به مدارای مذهبی شهره است. اما این کشور هم از آتش و تیر و ترکش بنیادگرایی مذهبی و مسلمانان افراطی، در امان نماند. گروه‌های افراطی به‌ویژه در دو دهه‌ی اخیر در گوشه‌وکنار این کشور وسیع سربرآوردند و فجایعی مثل انفجار در هتلی در پایتخت اندونزی را به‌بار آوردند.

گروه‌هایی از کنشگران مدنی اندونزی، به‌جای کوبیدن بر طبل خشم و نفرت و حفر فاصله‌ی بیشتر میان تروریست و افراد خانواده‌اش با سایر مردم جامعه، راه دیگری پیش گرفتند: کمک به زنان خانواده‌های تروریست‌ها  تا از نظر مالی مستقل شوند، رو پای خود بایستند، دست‌شان در جیب خود باشد و توان اداره‌ی امورمالی خانه را داشته باشند.

در اندونزی هم مثل بسیاری دیگر از کشورهای مسلمان دیگر، یکی از دلایل اصلی تندروی عده چشمگیری از آن‌ها که افراطی‌گری را پیشه می‌کنند، فقر اقتصادی دیرینه و کمبودها و محرومیت‌های ناشی از فقر بوده است. و در این‌جا هم مثل بسیاری دیگر از کشورها، جامعه نه فقط فرد تروریست، که تمام خانواده‌ی او را طرد می‌کند و پس می‌زند. وضعیتی که چرخه‌ی مخربی را به‌بار می‌آورد که نه تنها چیزی بهبود نمی‌یابد، بلکه افراد دیگر و نسل‌های بعدی خانواده‌ی تروریست هم سرخورده از این طردشدگی، همان راه تندروی و خشونت را پیشه می‌کنند.

چند سازمان مردم‌نهاد در اندونزی دست در دست هم دادند و برنامه‌‌ی مفصلی را برای توان‌مندسازی زنان و دختران تروریست‌ها تدارک دیدند. این گروه‌ها وام‌های کوچکی به این زنان و دختران می‌دهند تا بتوانند کسب‌وکار کوچکی راه بیاندازند.  حمایت آن‌ها فقط محدود به تامین امکان مالی نیست. برای این زنان و دختران، بنا به امکانات و علایق و برنامه‌شان، کلاس‌های آموزشی می‌گذارند و کمک‌شان می‌کنند تا بتوانند کسب‌وکار کوچک خود را راه بیاندازند.

برنامه‌ی تحقیقاتی دانشگاه اندونزی در حوزه‌ی تحقیق در حوزه‌ی پلیس نیز با این گروه‌ها همکاری دارد و چارچوب کلی برنامه را تدوین کرده است. پرفسور سارلیتو ساروانا، روان‌پزشکی که مدیریت این برنامه تحقیقاتی را عهده‌دار است، پیش از این گفته بود که اگر از مخرب بودن یک چیز مطمئن باشد، همین است که طرد کردن و تنها گذاشتن اطرافیان فرد تروریسم، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، که عمق مشکل را بسیار پیچیده‌تر می‌کند.

«انیستیو صلح بین‌الملل» نیز یکی از گروه‌های بین‌المللی است که با این پروژه همکاری دارد و برنامه‌های آموزش مبانی اقتصاد و اداره کسب‌وکارهای خرد در این پروژه را نوشته و به زنان آموزش می‌دهد.

این برنامه‌ی توان‌مندسازی و کمک به زنان و دختران افرادی که جرایم تروریستی آن‌ها محرز است، به‌تازگی اولین دوره‌ی ۲ساله خود را به اتمام رسانده است. دست‌اندرکاران برنامه در تحلیل و بررسی این ۲ سال اول، نتایج امیدبخش و موفقیت‌آمیزی را گزارش کردند.

بعضی از زنان با خرید دام، در خانه لبنیات خانگی تولید می‌کنند و می‌فروشند. برخی دیگر با وامی که دریافت کردند، دکه‌ای کوچک راه انداختند و گوشه خیابان غذای خانگی، شربت و شیرینی یا میوه و سبزی‌جات تازه می‌فروشند. دو سه تن از آن‌ها آموزش خیاطی دیدند و حالا به خیاط‌هایی قابل تبدیل شدند.

در تمام مدت پروژه، زن‌ها به طور مداوم با ۳ نفر در تماس‌اند: روان‌کاو، یک پلیس زن و یک ملای مذهبی یا آموزگار امور دینی. این ۳ نفر در تمام مدت به زن‌ها کمک می‌کنند، مشاوره می‌دهند، مراقب‌شان‌اند و آن‌ها را بعد از دریافت وام و آموزش، رها نمی‌کنند.

نصیر عباس، یکی از نیروهای پلیس که در این پروژه همکاری دارند، به «نیویورک تایمز» گفته است «حلقه مفقود» دربررسی احوالات فرد تروریست، همسران و خواهران و دختران آن‌ها هستند. او تاکید کرد:«وقتی تروریستی از زندان آزاد می‌شود، مهم است که فضای مثبتی را در اطراف خودش ببیند و حس کند که می‌توان دوباره به جامعه بازگشت و راهی جز خشونت و ترور در پیش گرفت. مهم است که ببیند خانواده از راه درست و انسانی، درآمد مالی دارد و چنین فضایی در بسیاری از مواقع مانع از آن می‌شود که فرد باز راه خشونت و افراط پیشه کند. به‌ویژه که در فرهنگ غالب ما در اندونزی، خانواده بسیار نقش کلیدی و حیاتی دارد.»

دست‌اندرکاران پروژه می‌گویند آن‌ها در سال‌ها کار یک نکته را خوب فهمیدند:‌ بهتر است به جای آن‌که دنبال این باشی که ذهن افراد را از افراطی‌گری پاک کنی، راه‌های رسیدن و عملی شدن افراطی‌گری را محدود و سخت‌تر کنی. درنهایت هم هیچ‌کس واقعا نمی‌داند ته ذهن آدم‌ها چه می‌گذرد و نمی‌تواند مدعی شود که ذهن دیگری را از «افکار بد» پاک کرده است. اما خب، می‌توان عینی دید که می‌شود میان فرد با آن غایت تندروی، هزار مانع و مشغله و امکان ایجاد کرد.