نژادپرستی، جنسیت ندارد

نژادپرستی، جنسیت ندارد

فرناز سیفی

سه شنبه ۳۱ مرداد 1396 - 15:36

وقتی تصویر جیمز الکس فیلدز جونیور منتشر شد، - مرد نژادپرستی که در تظاهرات شهر شرلوتزویل ویرجینیا با خودروی خود به دل جمعیت ضدنژادپرستی زد و زنی جوان را کشت- کسی از دیدن چهره او تعجبی نکرد. او درست شبیه به کلیشه‌ای بود که از چهره‌ی حامیان گروه‌های نژادپرست، فاشیست، ناسیونالیست و افراطی آمریکا به ذهن متبادر می‌شود: ‌مرد، سفیدپوست، هیکلی تنومند، خطوط صورتی که با خشم تنیده است و حتا مدل موهای کوتاهی که میان طرفداری باورهای فاشیستی در آمریکا پرطرفدار است. او همه مشخصه‌های کلیشه «آناتومی یک ناسیونالیست افراطی» را داشت.

هم‌زمان بلافاصله شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌های خبری پر شد از تکرار باوری که کلیشه است و نادرست:‌ فاشیست‌ها و نئونازی‌ها مردان خشمگین سفیدپوست‌اند و بس. خبرنگاری مشهوری با اشاره به این‌که در تصاویر منتشرشده از تظاهرات‌ شارلوتزویل سیمای کمتر زنی را می توان دید، توئیت کرد:«فاشیسم، جنسیت دارد، مرد.»

اما حقیقت از جنس دیگری است. با این‌که بیشتر طرفداران علنی باورهای خطرناک فاشیستی، مردان‌اند، اما تاریخ از همان روزگار برده‌داری و بعدتر که هیتلر آرام آرام در آلمان قدرت می‌گرفت تا امروز، نشان می‌دهد که شمار زنان حامی این باورها و ایده‌ها که در مواردی از مغز متفکرهای اصلی پشت‌پرده بودند، هیچ کم نیست.

تظاهرات نژادپرستان سفیدپوست در شارلوتزویل در اعتراض به طرحی برای جمع‌آوری مجسمه‌ی یکی از ژنرال‌های طرفدار برده‌داری در جنگ داخلی آمریکا کلید خورد. اما کمتر کسی اما به این موضوع می‌پردازد که طراح اصلی ایده‌ی ساختن بناهای یادبود و مجسمه‌های این ژنرال‌ها در شهرها، زنان بودند.

آرشیو شهرداری‌ها در گوشه‌وکنار ایالت‌های جنوبی آمریکا پر از اسناد و نامه‌نگاری‌هایی است که زنان شهر با همکاری هم سراغ مذاکره با شهرداری‌ها رفتند تا به «پاس خدمات و جان‌فشانی کلنل‌ها و ژنرال‌ها» این بناهای یادبود ساخته شوند که اغلب هم  در اصلی‌ترین مناطق شهر نصب شدند. در بسیاری موارد، این زنان هزینه‌ی ساخت این نشانه‌های آشکار دوران برده‌داری را از جیب خود و فروش جواهرات شخصی خود تامین کردند.

 یکی از این گروه‌های زنان به نام «انجمن یادبود زنان» در جنوب در چند سال اول بعد از پایان جنگ داخلی، نزدیک به ۱۰هزار دلار پول برای ساخت این مجسمه‌ها و پیکره‌های یادبود جمع‌آوری کرد. این زنان برای مراسم رونمایی از مجسمه یادبود هر ژنرال برده‌دار، مهمانی مفصلی برگزار می‌کردند و هزاران نفر از مردم محلی جمع شده و در همهمه مزه‌مزه کردن نوشیدنی، با شعارهای ناسیونالیستی و نوستالژی «روزگار خوش از دست‌رفته برده‌داری» اربابان نژادپرست را ستایش می‌کردند.

گروه «دختران متحد ایالات موئتلفه» نیز یکی دیگر از گروه‌های زنان است که بسیاری از این پیکره‌های جنجال‌برانگیز این روزها، به پیشنهاد و هزینه و پیگیری آن‌ها ساخته و نصب شد. این گروه بزرگ بیش از ۴۰۰ دفتر در سراسر آمریکا داشت و دست‌کم ۲۰ هزار زن عضو سازمان بودند.

از سوی دیگر از اولین روزهایی که گروه نژادپرست، یهودی‌ستیز و برتری‌جوی «کو کلاکس کلان» در آمریکا شکل گرفت، زنان نه‌تنها با شوروشوق به این گروه پیوستند، که در تعیین اهداف و یارگیری برای گروه نقش کلیدی داشتند.

مری الیزابت تایلور زنی بود که نه تنها یکی از بنیان‌گذاران اولیه «کو کلاکس کلان» بود، بلکه سخنور اصلی این گروه و مسئول اصلی تعیین استراتژی‌های تبلیغاتی و پروپاگاندای گروه بود. او کسی بود که با مهارت سخنوری خود، نقش اصلی جذب حامیان مالی برای فعالیت‌های گروه را هم برعهده داشت. اسناد این گروه نشان می‌دهد که با رهبری تبلیغاتی تایلور، گروه توانست نزدیک به ۸۵هزار عضو تازه را جذب کند. گروه «زنان کو کلاکس کلان» هم که با هدایت او راه افتاد، نزدیک به نیم میلیون زن را جذب کرد و وظیفه اصلی این زنان، «عادی‌سازی» جنایاتی بود که مردان خشن و نژادپرست این گروه مرتکب می‌شدند.

و اصلا چرا راه دور برویم؟ در همین انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری آمریکا که دونالد ترامپ را سر کار آورد، بیش از نیمی از زنان سفیدپوست آمریکا نه به هیلاری کلینتون، بلکه به دونالد ترامپ رای دادند. این درحالی است که بیش از ۹۰درصد زنان سیاه‌پوست کشور به کلینتون رای دادند. بعضی از اصلی‌ترین مشاوران و حامیان رسانه‌ای دونالد ترامپ نیز زن‌اند.

نژادپرستی در آمریکا هم مثل هرجای دیگر، محدود به گروه و جنسیت خاص نیست. نژادپرستی در یک «فضای محدود و مشخص» شکل نمی‌گیرد و یک «امر مردانه» نیست. این‌که در عکس‌های منتشره از تظاهرات‌های نژادپرستان تعداد زنانی که مشعل‌به‌دست راهپیمایی می‌کنند کمتر از مردان است، گواه بر این نیست که زنان از باورهای خطرناک این گروه‌ها حمایت نمی‌کنند. تاریخ هم نشان می‌دهد که در بسیاری مواقع زنان، نقش‌های حساس و کلیدی پشت صحنه و دور از دوربین‌ها را برعهده داشتند و گاه نقش‌شان بسیار پیچیده‌تر، مهم‌تر و ریشه‌ای‌تر از آن مرد سفیدپوست عربده‌کشی است که مشعل را بالای سر برده است.