تفاوت بیولوژیک زن و مرد" یا تبعیض ریشه‌دار؟"

فرناز سیفی

دوشنبه ۶ شهریور 1396 - 13:25

 و جنسیت‌زده‌ای که یکی از کارکنان مرد «گوگل» منتشر کرد، پایان نگرفته است. جیمز دامور، در نامه‌ ۱۰صفحه‌ای که به گروه پرشماری از مدیران و مسئولان گوگل ایمیل کرد، مدعی شد که تفاوت دستمزد و موانعی که از پیشرفت کاری زنان در فن‌آوری جلوگیری می‌کند«طبیعی» و ناشی از «تفاوت‌های بیولوژیک مرد و زن» است. بعضی از کارمندان گوگل این همکار را به جنسیت‌زدگی متهم کردند و مدیران گوگل بالاخره تصمیم به اخراج او گرفتند.

نامه‌ی جنسیت‌زده و توهین‌آمیز جیمز دامور فقط گوشه‌ای و نمونه‌ای از تبعیض‌ها، پیش‌داوری‌ها، کلیشه‌ها و قضاوت‌های نادرست و جنسیت‌زده علیه زنان در حوزه‌ی فن‌آوری، ریاضی، مهندسی و علم است که زنان را رها نمی‌کند. تحقیق پشت تحقیق ثابت می‌کند که کلیشه و پیش‌داوری و تبعیض علیه زنان در تمام حوزه‌های علوم در بهترین دانشگاه‌ها و موسسه‌های تحقیقاتی آمریکا و اروپا بیداد می‌کند. تبعیض‌هایی که گاه با زیرکی زیرپوستی شده و راه اثبات‌اش دشوارتر.

ماه گذشته ۳ تن از محققان زن باسابقه‌ی انیستیتو تحقیقات بیولوژیک«سالک»بالاخره از موسسه به دلیل تبعیض جنسیتی ریشه‌دار در این نهاد تحقیقاتی، به دادگاه شکایت کردند. این زنان در شکایت خود تاکید کردند که زنان پژوهشگر در موسسه با هزار ترفند و کلک، از حق دسترسی کامل و بدون موانع متعدد به یافته‌های تحقیق‌های پیشین و تحقیق گروه‌های دیگر کاری محروم‌اند. شکایت این زنان بار دیگر پرده از فاجعه ریشه‌داری برداشت که به‌قدرت تمام، بی‌سروصدا در جریان است:‌ مردان مدیر و مسئول و گاه بعضی زنانی که با قواعد بازی مردسالارانه بالا رفتند، باور ندارند و حاضر نیستند بپذیرند که زنان متخصص و محقق به اندازه مردان قابل و کاربلد و مسئول‌اند.

نتیجه تحقیق دیگر دو محقق در حوزه‌های تحقیقاتی بیولوژی و ایمنولوژی که در نشریه «نیچر»منتشر شد، نشان داد که زنان محقق در این حوزه‌ها باید به‌طور میانگین دوونیم‌برابر مردان همتا کار کنند، جان بکنند و عرق بریزند و بدوند تا دیده شوند و جدی گرفته شوند. آن‌ها در بخش نتیجه‌گیری تحقیق خود تاکید کردند:«بررسی ما نشان می‌دهد که بررسی مقالات علمی برابر و عاری از جنسیت‌زدگی نیست. افرادی که مسئول بررسی یافته‌های تحقیق‌‌اند(اغلب مرد) به سادگی اعتبار و تشویق بیشتری را متوجه یافته‌های تحقیق مردان می‌کنند و یافته‌های تحقیق‌های زنان پژوهشگر را کم‌اهمیت‌تر جلوه داده و با بی‌توجهی از کنارش می‌گذرند.»

تحقیق دیگری درباره «پیش‌داوری‌های جنسیتی در حوزه علوم» نشان داد که هنوز در تقریبا تمامی دانشگاه‌ها و موسسه‌های تحقیقاتی معتبر آمریکا، وقتی دو داوطلب شغل(یکی مرد و دیگری زن) شرایط کاملا برابری داشته باشند، این مرد است که استخدام می‌شود و زن داوطلب کنار گذاشته می‌شود.

غم‌انگیزتر این‌که تحقیق دیگری نشان داد که این مردان شاغل و صاحب منصب در حوزه‌های تحقیقاتی‌اند که متر و معیار تعیین می‌کنند که چه تحقیقی«باارزش‌تر» است و کاملا با نگاه جنسیت‌زده، کار مردان را معتبرتر از زنان جا می‌زنند.

تحقیق پشت تحقیق نشان می‌دهد که برخلاف باور عمومی و چیزی که درظاهر باید «اصل و قاعده» باشد، علم همیشه بی‌طرف نیست. شمار چشمگیری از محققانی که سکان علم را در دست گرفتند قبل از هر چیز از جنس بقیه آدم‌ها هستند، با همان کلیشه‌ها و پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های جنسیت‌زده ناشی از سیاست و فرهنگ و تربیت و رسانه.

 این‌جاست که چرخه به تلخی تکمیل می‌شود: امکان و فرصت برابری برای زنان مهیا نیست، در شرایط برابر، بازنده‌اند.  وقتی با جان کندن و دو نیم برابر تقلا بالاخره شغلی می‌گیرند، از حق دسترسی کامل و بی‌محدودیت به یافته‌ها و داده‌ها محروم‌اند، وقتی با جان کندن کار تحقیقی خود را منتشر می‌کنند، با تعمد نادیده گرفته و ارزش کارشان ناچیز شمرده می‌شود و سیل تعریف و تمجید نثار کار کم‌ارزش‌تر همتای مرد می‌شود. بعد ناگهان افرادی همچون جیمز دامور پیدا می‌شوند که ۱۰ صفحه سیاه می‌کنند تا «اثبات» کنند این‌که زنان به‌اندازه مردان پیشرفت نمی‌کنند و دیده نمی‌شوند«طبیعی» و «ناشی از تفاوت بیولوژیک زن و مرد» است!