سیمای زنی نژادپرست، محبوب سفیدپوستان افراطی

سیمای زنی نژادپرست، محبوب سفیدپوستان افراطی

فرناز سیفی

چهارشنبه ۱۰ آبان 1396 - 20:28

در نشریات راست‌های افراطی و نئونازی‌های اروپا و آمریکا، گاه تصویر زنی هندو با ساری و خال میان دو ابرو و سطرها ستایش از او منتشر می‌شود. اگر سراغ وب‌سایت‌های نئونازی‌ها بروید، بارها می‌توان نقل‌قول و تحسین و تمجید از نوشته‌ها و آموزه‌های این زن با ساری هندی را ببینید. بسیاری از چهره‌های کلیدی راست افراطی امروز از جمله استیو بنن و ریچارد اسپنسر، بارها از این زن نقل قول آورده و تحت تاثیر نوشته‌های او هستند.

مخاطب حیرت‌زده  با خود فکر می‌کند تصویر این زن هندو میان نشریات نژادپرستانه و افراطی چکار می‌کند؟

Saaad School

 این زن که از او با نام «ساویتری دوی» نام برده می‌شود، در اصل یونانی-فرانسوی و بریتانیایی است. نام واقعی او «مکسیمیانی پورتاس» است؛ متولد ۱۹۰۵ در شهر لیون فرانسه بود، پدرش دورگه فرانسوی-یونانی بود و مادرش بریتانیایی. مکسیمیانی از دانشگاه لیون در رشته‌ فلسفه دکترا گرفت، بعد به یونان رفت تا درباره‌ی ریشه‌های یونانی خود مطالعه کند. در یونان بود که با باورهای افراطی «برتری نژاد آریایی» آشنا و جذب گروه‌های ناسیونالیستی افراطی یونان شد. به این نتیجه رسید که یونانی‌ها و هندویان «آریایی اصیل و واقعی‌اند»، او در سال ۱۹۲۸ شهروندی فرانسه را کنار گذاشت، به تابعیت یونان درآمد و مشتاقانه به صف هواداران جنبش «سوسیالیسم ملی» هیتلر درآمد.

ساویتری دوی، هوادار سینه‌چاک هیتلر بود و هیتلر را «منجی بشریت» می‌دانست که جهان را از «شیاطین» و «نحسی قوم یهود» پاک خواهد کرد. تا مغز استخوان یهودی‌ستیز بود، معتقد بود که حکومت‌های غربی موجب شدند که «نژاد برتر آریایی» به سرکردگی «یونانیان اصیل» سرکوب شود و میدان دادند تا یهودیان رشد کنند و ریشه بدوانند.

مطالعات او درباره «آریایی واقعی» او را به این نتیجه رساند که برای یافتن ریشه‌های دیگری از آریایی‌های واقعی باید به هند سفر کند. در اوایل دهه ۱۹۳۰ راهی هند شد تا بازماندگان «آریایی‌های هندواروپایی» را  در آن‌جا پیدا کند. ساویتری با معبد هندویان ملی‌گرا در کلکته مرتبط شد و شروع به همکاری با آن‌ها کرد. در آن زمان این معبد، یکی از سازمان‌یافته‌ترین نهادها برای فعالیت‌های هندویان نژادپرست و ملی‌گرا بود که به نظام طبقاتی تبعیض‌آمیز هند، باور داشتند.

در همین ایام بود که پورتاس، نام خود را به نام هندی «ساویتری دوی» تغییر داد، عشق و علاقه‌اش به هیتلر و نظام باورهای نازی‌های آلمان را با ملی گرایی نژادپرستانه و طبقاتی هندو تلفیق کرد و با حمایت معبد هندویان ملی‌گرا، سخنرانی‌های متعددی در سراسر هند ترتیب داد. او که هر دو زبان هند و بنگالی را به خوبی آموخته بود، در سخنرانی‌های خود در شهرهای مختلف هند، بارها از کتاب «نبرد من» هیتلر نیز نقل‌قول می‌آورد و پروپاگاندای نژادپرست و طبقاتی معبد هندویان ملی‌گرا را با این اشارات تبلیغ و تقدیس می‌کرد. او با یک هندوی برهمین(روحانی آیین هندو) ازدواج کرد. ساویتری اعتقاد داشت روحانیان هندو نیز از معدود بازمانده‌های «آریایی‌های اصیل» در جهان‌اند.

بعد از شکست آلمان نازی در جنگ دوم جهانی، ساویتری دوی، دل‌شکسته و خسته به اروپا بازگشت. در آلمان که حالا تحت اشغال نیروهای متفقین بود، شروع به تبلیغ دوباره برای نازی‌ها و وعده‌ی «بازگشت دوباره حکومت نازی و پیروزی راه هیتلر» کرد و بازداشت شد. در دداگاه به ۲ سال حبس محکوم شد. او مدعی بود که راضی و خوشحال است که بازداشت شده است، چرا که در زندان در کنار سایر نازی‌ها و هم‌فکران و آریایی‌های راستین است!

دوران حبس او چندماهی بیشتر به درازا نکشید. شوهر هندو او از طریق سفارت هند در برلین با نیروهای متفقین وارد مذاکره شد و توانست مقدمات آزادی دوی را فراهم کند. ساویتری دوی بعد از آزادی، از آلمان اخراج شد و بار دیگر به لیون فرانسه بازگشت. در همین دوران با هانس اولریخ رودل آشنا شد که در دوران جنگ دوم جهانی خلبان ارتش بود و بعد از پایان جنگ، یکی از اکتیویست‌های فعال نازی در آمریکای لاتین و اروپا بود. در نتیجه آشنایی و دوستی با اولریخ رودل بود که ساویتری دوی توانست با عده‌ای از نازی‌هایی که به اسپانیا یا خاورمیانه فرار کرده بودند، آشنا شود و ارتباط برقرار کند.

ساویتری دوی چندین کتاب و رساله مهم در دفاع از باورهای نژادپرستانه، برتری نژاد آریایی، یهودی‌ستیزی، اعلام سرسپردگی و دفاع جانانه از هیتلر و ضدیت با مسلمانان نوشته است که این روزها باز محبوب راست‌گرایان افراطی و نژادپرست اروپایی و سفیدپوست شده است. در آخرین سال‌های عمر، دوی بار دیگر به هند بازگشت که برای او بیشتر از هر گوشه دیگر جهان، «خانه» بود. وصیت کرده بود که بعد از مرگ، جسد او را با آیین‌های رایج گروه‌های راست افراطی بسوزانند و خاکستر او را کنار جسد جورج لینکن راکول، فاشیست آمریکایی نئونازی که محبوب او بود، پراکنده کنند.