آلودگی هوا و منابع پایان یافته اقتدار

امین بزرگیان

سه شنبه ۲۸ آذر 1396 - 16:04

شرایط بحرانی آلودگی هوا در شهرهای ایران در چند روز گذشته باز بسیاری را با این پرسش روبرو ساخته که چه باید کرد؟ این سوال هرجا مطرح می‌شود دو جنبه خرد و کلان را در بر‌می‌گیرد. در سطح فردی و مسوولیت شخصی و در سطح کلان و دولتی. اهواز و تهران امروزه به نمادهایی از دونوع مختلف آلودگی هوا در ایران مبدل شده اند. تهران به سبب خودروها و اهواز به سبب از بین رفتن پوشش‌های گیاهی، از دو نوع «خودزنی جمعی» روایت می‌کنند . این خود زنی ترکیبی است از مدرنیزاسیون با تمام ایدئولوژی‌هایش همچون فردگرایی و تکنیک زدگی و نیز دولت ناکارآمد. ترکیبی درخشان از دولت و ملت.

آلودگی هوا یکی از مهمترین مسایل مهم در زندگی بسیاری از شهرنشینان در سراسر دنیا و نیز ایرانیان شده است. سازمان جهانی بهداشت براساس ارزیابی جدید خود در  سال ۲۰۱۴، اعلام کرده‌ است که آلودگی هوا مهمترین عامل مرگ ‌ومیر در جهان امروز است. به گزارش این سازمان امروزه، یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در جهان در معرض مستقیم آلودگی هوا قرار دارند. گزارش می‌افزاید که در سال ۲۰۱۲ تعداد ۷ میلیون نفر در دنیا به دلایل مستقیم و یا غیرمستقیم به سبب آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند. در واقع از هر ۸ مورد مرگ در دنیا یک مورد بر اثر آلودگی هواست. این مرگ و میر به ویژه مربوط به آسم، برونشیت، تنگی نفس، ایست قلبی، آلرژی‌های مختلف تنفسی و نیز سرطان است.

Saaad School

در همین حال بر اساس گزارش دیگری از سازمان بهداشت جهانی، ده شهر آلوده جهان به ترتیب عبارتند از: اهواز(ایران)، الانباتار(مغولستان)، لودانا (هند)، سنندج (ایران)، کویته (پاکستان)، کرمانشاه (ایران)، پیشاور(پاکستان)، گابورن (بوتسوانا)، یاسوج (ایران) و کانپور(هند). همانگونه که روشن است چهار شهر از میان ده آلوده ترین شهرهای جهان در ایران قرار دارد. در گزارش سازمان بهداشت جهانی شهر تهران با متوسط سالانه ۹۶ میکروگرم ذرات معلق کوچک‌تر از ۱۰ میکرومتر در هر مترمکعب هوا، هشتادودومین شهر آلوده جهان و پانزدهمین شهر آلوده ایران محسوب می‌شود. باید توجه داشت که در تهران، به عنوان یک شهر صنعتی، آلودگی‌های حاصل از کارخانجات و خودروها می تواند در روزهایی از سال باعث وارونگی هوا شده و این شهر را برای چند روز در صدر آلوده‌ترین شهرهای کشور و حتی دنیا قرار دهد.

در بررسی وضعیت آلودگی شهرهای جهان، شهرهای ایران، هند و پاکستان در میان آلوده‌ترین شهرهای جهان و شهرهای ایالات متحده و کانادا جزو پاک‌ترین شهرهای جهان قرار گرفتند. 

۲۶ آبان‌ماه سال ۱۳۹۲ مهدی قطعی، مدیر طرح سیستم‌های حمل و نقل شهری به ایسنا گفت که سالانه ۴۵ هزار نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا می‌میرند. همین آمار دولتی که قطعاً روایت کننده تنها بخشی از تلفات آلودگی هوا در ایران است، می‌تواند به روشنی نشانگر وضعیت فاجعه‌بار آلودگی هوا در ایران باشد.

آنچه که روشن است این است که معضلات زیست محیطی و آلودگی‌ها منشأ انسانی دارند. حتی اگر دلایلی طبیعی همچون طوفان‌ها که باعث بلندشدن گردوغبار و انتقال آنها به شهرهای جنوبی کشور شده‌اند را مد نظر قرار بدهیم، به گفته کارشناسان زیست محیطی نقصان‌ها و سیاست‌های غلط انسانی آن را باعث شده و نتوانسته‌اند از آن جلوگیری بعمل آورند.  وجود میلیونها خودروی فرسوده، استفاده از بنزین و گازوئیل آلوده و غیراستاندارد، سوخت فسیلی بنگاه‌های صنعتی و نیز عدم فرهنگ‌سازی مناسب برای حفظ محیط زیست در ایران به منشا اصلی آلودگی هوای کشور و در نتیجه رشد بیماری‌های مهلک تبدیل شده است. به این عوامل سطح بالای نیترات آب آشامیدنی، استفاده گسترده از سموم آفت کش و کودهای شیمیایی نیتراته در کشاورزی، خشک شدن دریاچه ها و رودها، توسعه بیابان‌ها و افت مناطق مرطوب را باید اضافه کنیم تا معلوم شود که گردوغبارهای آلوده شهری همچون اهواز از کجا سرمی‌رسند. سیاست‌های غلط دولتی و عدم توجه کافی به محیط زیست باعث افزایش بیابان‌ها و فرسایش خاک در مناطق جنوبی کشور و تولید هرچه بیشتر خودروها و سوخت‌های غیر استاندارد در شهرهای بزرگ و در نتیجه بحران آلودگی هوا شده است. هوای ایران را سیاست‌های اشتباه و بی توجهی‌ها خشک‌تر نموده و زمینه خیزش و انتقال ریزدگرهای مسموم را آسانتر ساخته و تمامی مناطق ایران را در معرض خطر آلودگی قرار داده است. می‌دانیم که آلودگی هوا، خطری بزرگ در رشد بیماریهای گوناگون ریوی و تنفسی و از جمله سرطان است. به همین دلیل بیراه نیست که ایران امروزه یکی از بیشترین بیماران مبتلا به سرطان در کل دنیا را به خود اختصاص داده‌است.

حفظ منابع طبیعی و جلوگیری از روند روبه رشد آلودگی‌ها و به خصوص آلودگی‌ هوا نیازمند تغییر سیاست‌های کلان دولتی و نیز نگرش عمومی جامعه نسبت به «موفقیت» است. در شهری که ساکنانش جز موفقیت خود و قبیله‌شان هیچ آرمان جمعی را لحاظ نمی‌کنند جای تعجب نیست که به چنین پارکینگ آلوده‌ای تبدیل شود. تا زمانی‌که دولت و اعضای جامعه نتوانند پیشرفت و موفقیت را از تخریب محیط زیست جدا نمایند، به نابودی بیشتر آنچیزی دست می‌زنند که در فکر اعتلای آن هستند. در این بین وظیفه دولت سنگین‌تر است. دولت موظف است با مدیریت توانمند و قاطع و نیز تخصیص بودجه‌های کافی نابسامانی‌ها در اینباره را پایان دهد. اما شرایط کشور، متقاعدمان می‌کند که این سوال را مطرح نماییم که اصلاح شرایط زیستی کشور که حیاتی‌ترین حق بشری است، در صورتی که بسیاری از بودجه‌های دولت صرف هزینه‌های ایدئولوژیک، همچون بنیاد نشر آثار امام خمینی شده و نیز بسیاری از نهادها همچون آستان قدس رضوی از دادن مالیات معاف هستند، از کجا باید تأمین شود؟ دوم اینکه دولت مجبور است قاطعیت خودش را صرف چیزهایی دیگر کند(کنترل سیاسی، امنیت و سانسور فرهنگی) و دیگر از خزانه اقتدار چیزی باقی نمی‌ماند تا خرج چیزهایی مثل محیط زیست کند زیراکه می‌دانیم قاطعیت و اقتدار هم محدود و پایان‌پذیر است.