جنبش خسته‌گان و تماشاچی‌هایش

امین بزرگیان

چهارشنبه ۱۳ دی 1396 - 13:27

بر اساس مشاهدات اینگونه بنظر می‌رسد بخش زیادی از طبقه متوسط و مخالفان و منتقدان رژیم با جنبش خسته‌گان*، همراهی عینی ندارند هرچند که با دقت خبرهایش را پیگیری و در مجادلات ذهنی آن مداخله می‌کنند. ما با طبقه‌ای روبرو هستیم که هرچند منتقد نظام و مخالف سیاست‌های آن‌اند اما از سرنگونی آن نیز حمایت عملی نمی‌کنند. آن‌ها حتی شاید به جریان اصلاح‌طلبی و گفتمان اصلاحات با شیوه‌های انتخاباتی هم وابستگی نداشته و سیستم را اصلاح‌ناپذیر بدانند. چه چیزی این دوگانه‌گی را ساخته و این عدم تعین و شکاف را در آن‌ها ساخته است؟

Saaad School

شناخت آن بخش از طبقه متوسط که در جنبش سبز فعال بود و حالا کناره‌گیری می‌کند دور از دسترس نیست. بسیاری از آنها یا اساسا از گفتمان جنبش سبز خارج شده‌اند یا به دلیل شیوه اعتراض و شعارهای معترضین دی‌ماه ۹۶ نتوانسته‌اند خود را با آن همراه ببینند اما این گروه جدید (مخالفانِ تماشاچی) وضعیت پیچیده‌تری دارد. برای آنها خاستگاه اصلی جنبش متأخر جایی ناآشناست. آنها می‌گویند اعتراضات اخیر، رهبر و درخواست مشخصی ندارد و یا اینکه در آشوب جهان حاضر و خطر ترامپ و عربستان اساساً باید از امنیت داخلی مراقبت کرد. هرچه هست به جز حامیان حکومت، اصلاح‌‌گرایان و معترضان، گروهی را می‌توان مشاهده کرد که جزو هیچیک از این سه جریان نیستند: تماشاچیان.

شرایط تا حد زیادی پیچیده‌تر از آن چیزی است که در وهله اول بنظر می‌آید. اما آنچه مهم است این است که تصمیم این جریان چهارم برای ادامه اعتراضات و نتیجه حاصل از آن مهم است. اکر آن‌ها به جنبش خسته‌گان بپیوندند، معادلات تا حد زیادی تفاوت کرده و شرایط، انقلابی می‌شود. آنچه که هست این است که در شرایط جدید ما با همبستگی اجتماعی -آنگونه که در جنبش سبز مشاهده کردیم- روبرو نیستیم. مجادلات گفتاریِ درون «مردم» و بین موافقان و مخالفانِ جنبش خسته‌گان، دست کمی از مجادلات عینی در خیابان ندارد.

از جمله دلایل مهم سرگردانی پاندولی اصلاح‌طلبان درباره جنبش اخیر به سبب همین شکاف است. اگر برخی اصلاح‌طلبان کلاسیک در بیان و ابراز نظر شبیه احزاب اصولگرا و مسوولان امنیتی و قضایی شده‌اند به اتکای این شکاف است.

تماشاچیان، از سرکوب و کشتار انتقاد می‌کنند، با فقرا همدلی دارند، از فساد سیستم می‌گویند، حتی شاید مدافع اجماع جهانی برای تنبیه حکومت ایران باشند، مخالف اصلاحات و تحریمی باشند اما باز خودشان را از اجرایِ اعتراض جدا کرده و مشارکتی در اعتراضات خیابانی ندارند. در بیان و رفتارشان دودلی هست و از مسدود شدن تلگرام و اینستگرام شکایت می‌کنند.

برای شناخت شرایط باید یادآوری کرد که این اتفاق برآمده از وضعیتی واقعی است. جنبشی که اکنون در شهرهای کوچکتر به راه افتاده است نه فقط عکس‌العمل به هیات حاکمه که به شیوه‌ی زیست خود همین تماشاچیانِ مخالف حکومت هم هست؛ عکس‌العملی به شکاف طبقاتی و آن سبک زندگی‌ای که طبقه متوسط حداقل در سازه‌اش نقشی ویژه و مؤثر داشته است. معترضین امروز، تماشاچیانِ صفحات اینستگرام و زرق و برق دروغین ونمادین خرده‌بورژوازیِ مخالف آخوندها بوده‌اند؛ شاهدان اتومبیل‌ها و لباس‌ها و مهمانی‌های تماشاچیان امروز. شاید در انتخابات قبلی هم به احمدی‌نژاد رأی داده باشند. آنچه بنظر می‌رسد این‌است که نقش تماشاچی دست به دست شده است .

باید بدانیم که جنبش خسته‌گان، توأمان از دل اعتراض به فساد حکومت و سبک زندگی طبقه متوسط سربرآورده‌ و مخاطبش حتی مخالفان‌ِ طبقه متوسطی حکومت است.

---

نگاه کنید به مقاله جنبش خسته‌گان/ بی‌بی‌سی

http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-42541260