گفت‌‌وگو با مخالفان زندگی غیر ممکن است

امین بزرگیان

دوشنبه ۲۸ اسفند 1396 - 13:33

بخش دوم

Saaad School

گفت‌وگو با بهروز صفدری

 

در ۱۷ ژانویهی سال جاری ( ۲۰۱۸) ادوارد فیلیپ، نخستوزیر فرانسه، در پایان جلسهی شورای وزیران خبر وانهادن پروژهی احداث فرودگاه در منطقهی نوتردام دِلاند در این کشور را بهطور رسمی اعلام کرد.

این خبر پیامد و نقطهی عطف مبارزهای پنجاهساله در فرانسه است. بررسی اهمیتِ این رویداد و نحوهی بازتاب آن در رسانههای فارسیزبان میتواند در زمینههای اساسی، مانند مسائل زیستمحیطی، شکلهای نوین و بدیعِ طرح مطالبات و مبارزات جمعی،استمرار مقابله با زور و اقتدار دستگاه و گفتمان دولت و نهادهای سرمایهداری، دستاوردها و رهنودهایی تعیینکننده در عرصهی نظری و عملی برای ایجاد بدیلهای اجتماعی و سیاسی در اختیار ما بگذارد.

در راستای چنین چشماندازی و به مناسبت این پیروزی از بهروز صفدری، نویسنده مقیم فرانسه که مترجم آثار جنبش موقعیتسازانی مثل گیدبور و رائول ونهگم بوده، خواستم تا برپایهی شناخت و علائقاش در این عرصه، از این اتفاق و ریشههایش سخن بگوید.

-شاید این موضوع به ذهن برسد که نظام حاکم بر مناسبات سیاسی و اقتصادی به مثابه امر مستقر، آنچنان همهجایی و سراسری و قدرتمند است که چنین عقبنشینیهایی از سوی او بخشی از منطق اوست. واقعا اهمیت چنین مقاومتهایی و ضرورت پشتیبانی از آنها از منظر نقد رادیکال چیست؟

صفدری: در همان ماه ژوئن ۲۰۱۶  در پشتیبانی از مبارزهی زادیستها یا مدافعان منطقهی نوتردام دِلاند اعلامیه‌‌ای با امضای « همبستگی بدون مرز» منتشر شد که دربرگیرندهی موضوعها و مسائل محوری در این باره است. من در پاسخ، فرازی از این بیانیه را اینجا بیان میکنم:

« در همهجای جهانی که شرکتهای مالی و چندملیتیبهطور سیستماتیک آلوده و ویراناش میکنند، جنبشهایی از مقاومت پدید میآید تا از آنچه هنوز از زندگی و از گوناگونیِ زیستی باقیمانده دفاع کنند و در مقابل خشونتِ مافیاییِ سود و دیکتاتوری پول بایستند، دیکتاتورییی که اغلب بیآنکه حتا به دستاویزهای مذهبی یا ایدهئولوژیک نیازی داشته باشد،  بربریت میپراکند.

در بطنِ بههمآمیختگی و درهمآشفتگیِ ارزشهای کهنه و نو، قلمروها و سرزمینهایی زاده میشوند که همبستگیِ انسانهایی متشکل از زنان و مردان میکوشد تا آنها را از چنگِ کالا و دولتی که ژاندارمِ کالاست آزاد سازد. مطالبهی اولویتِ انسانیت بر اقتصاد نیروی محرکِ جنبشی شده است که در نوسان است، فراز و نشیب دارد، و گاه به نظر میرسد از میان رفته است، اما پیوسته با سماجتی فزونییافته باززاده میشود. جنبش دفاع از منطقه در نوتردام دِ لاند برخاسته از چنین گرایشی است. این جنبش امروزه در حال تحققِ طرحی است که چندملیتیها و دولتِ گوشبهفرمانِ آنها برای نابودکردناش تلاش میکنند. از آنجا که سرکوبگریِ پلیسیِ صرف ممکن بود با حساسیتهای عمومی برخورد کند ( آنچنان که در جریان مبارزه با ساختنِ سّدِ تسته Testet پیش آمد)، لودهگری حکومتیْ دلقکبازیِ شهروندی را فراخواند و یک همهپرسی به راه انداخت.

با دادنِ حقِ آزادیِ حرف زدن بنابر اصلِ نیمساعت به هیتلر، نیمساعت به یهودیان، احتمالِ غافلگیرشدن چندان زیاد نبود. اگر حکومت، که در موردِ پیشنهادِ یک همهپرسی برسرِ ماندن یا بیرونرفتن از اتحادیهی اروپا بسیار مردّد است، ابتکارِ عملِ رأیگیری بر سرِ انتخاب میان Vinci و یک مشتِ آدمِ عاشقِ سبزهزار را به دست گرفت، به این دلیل بود که از نتیجهی این رأیگیری همانقدر مطمئن بود که هالوها مطمئن بودند، هالوهایی که همچنان رژیمِ فاسدی را که سرسپردهی الیگارشیهاست و سیارهی زمین را به زیرِ چرخغلتانِ سوددهی کشانده است، دموکراسی مینامند.

همانگونه که زاپاتیستهای چیاپاس نیز تجربهاش کردهاند، میان انسانهایی که حقِ زندگیکردن را مطالبه میکنند و مراجعِ دولتی، سیاسی و بوروکراتیکی که ضمانتکنندهی مسمومسازانِ کشتوصنعت، آلایندگانِ پتروشیمی، منظرهسازانِ گازِ شیست، معادنِ طلا، کارهای عظیمِعامالمنفعه، همکاران و رقیبانِ گلدمنساکس و انواع و اقسام دیگرشان هستند، هیچ دیالوگ و گفتوشنودی ممکن نیست.

زندگی یگانه سلاحی است که نمیکُشد. زندگی یگانه راهِ دفاعِ ماست. راهحلهای از بالا صادرشده راهحل نیستند. همهچیز از پایه میآید و باید در پایه بماند. زندهباد سرزمینها و قلمروهای آزادشده از طعمهجوییِ دولتی و کالایی

 

- جالب است اگر از واکنش مدافعان منطقه به  عقبنشینی دولت و وانهادن این پروژه در فرانسه کمی برای مخاطب فارسی زبان بگویید.

صفدری: دولت فرانسه با اکراه شدید و از روی ناچاری به این انصراف تن داد. رئیس جمهور، نخستوزیر و مراجع قدرت در فرانسه همزمان با اعلام این خبر با لحنی ارعابآمیز تهدید کردند که زادیستها باید تا بهار آینده منطقه را ترک کنند و سایر زادیستها در دیگر مناطق فرانسه نباید انصراف دولت در تحققبخشیدن به این پروژه را انگیزهو مشوقِ مبارزات و مطالبات مشابه در نقاط دیگر فرانسه قلمداد کنند.

باید دانست که هماکنون دهها منطقهی دفاعی و مشابه و همبسته با مدافعان منطقهی نوتردام دلاند در فرانسه وجود دارد. از سوی دیگر، دستاورد مبارزات پنجاه سالهی نوتردام دلاند اغلب در تدوام مبارزهای ارزیابی میشود که در در دههی هفتاد میلادی در اعتراض به توسعهی پایگاهی ارتشی در منطقهی لارزاک Larzac در فرانسه شکل گرفت و در آغاز دههی هشتاد میلادی با به قدرت رسیدن فرانسوا میتران در فرانسه ملغا اعلام شد.

اکنون سابقهی مبازاتیِ لارزاک آمیخته به دستاوردهای مبارزهی نوتردام دِلاند و شبکهای از مبارزات و مطالباتِ دهها زاد‌ ZAD در گوشه و کنار فرانسه بستری از توانشهای مبارزاتی و افقی از امکانات در آفرینشِ شکلهای نوین مبارزانی آفریده است. و همین تبدیل به خاری شده است در چشم قوای سلطهگر سرمایه و سود که هیچ صدای مخالفی را در مقابل برنامههای آمایش سرزمین برنمیتابند.

ادامه دارد