دولت ژله‌ای

دولت ژله‌ای

فرنوش امیرشاهی

پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت 1397 - 20:54

مراسم روز کارگر و معلم امسال در شرایطی سپری شد که میزان نارضایتی و تجمعات اعتراضی اصناف بیش از همیشه شده است.

Saaad School

حسن روحانی، رئیس جمهور، نیز این‌بار ترجیح داد به یک سخنرانی در بزرگداشت کارگران و در ساختمان اجلاس سران بسنده کند و برای معلمان حتی پیامی هم صادر نکرد.

دولت دوازدهم که با وعده بهبود وضعیت معیشتی و فراهم کردن زمینه فعالیت اصناف،‌ بر روی کار آمد، در عمل نتوانسته است تغییری به نفع این اقشار ایجاد کند.

دولت روحانی در حوزه های متعددی با کنشگران و فعالان مدنی همراهی کرده و حتی نسبت به دو دولت محمود احمدی‌نژاد، کمی از فضای امنیتی کاسته و مجال تنفس برای عملکرد صنفی ایجاد کرد. با این حال در مقابل رفتارهای محدودکننده و غیرقانونی مراکز قدرت و تداوم بازداشت‌ها، عملا سکوت کرده است.

از آن سو، تشکل‌های مختلف کارگری، زنان، معلمان و سایر گروه‌های سیاسی و اجتماعی با روی کار آمدن دولت معروف به اعتدال‌، فرصت تجدید قوا و بروز دوباره در عرصه عمومی پیدا کردند، اما برخورد و بازداشت و حبس‌های طولانی برای فعالان این اقشار و پا پس کشیدن دولت برای حمایت از این گروه‌ها، بار دیگر نارضایتی‌ها را پررنگ کرد و امید به اصلاح را از بین برده است.

در چنین شرایطی انباشت مطالبات برآورده نشده و نادیده گرفته شدن بخش بزرگی از شهروندان و جوانان، کارد را به استخوان طبقه‌های فرودست‌ اجتماعی رسانده است.

نتیجه آنکه در سال گذشته، تقریبا روزی نبود که گروه و تشکلی از کارگران، کشاورزان، مالباختگان و سایرین در نقاط مختلف ایران، اعتراض و اعتصاب نکنند.

گرانی، فساد، عدم پرداخت حقوق و مزایا کارگران، معلمان و بازنشستگان، تعطیلی مراکز تولیدی و کارخانه‌ها و سیاست‌های تعدیل اقتصادی از جمله دلایل تجمعات پی در پی سال‌های گذشته است.

اما هر چه بر بر تعداد و لیست درخواست‌های تلنبارشده معترضان اضافه شده، پاسخ و واکنش کمتری از سوی مسئولان داده شده است. کابینه روحانی، اقتصادی ورکشته و شکننده از تبعات تحریم‌های بین‌المللی، فساد گسترده و سوءمدیریت دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، را تحویل گرفت که امید به اصلاح آن بسیار ناچیز بود. آنها تنها راهکار را در به نتیجه رساندن برجام دیدند تا کمی از خسارت‌های تحریم ها را جبران کنند، اما پس از بیش از ۵ سال، نه تنها در این حوزه به جایی نرسیده‌اند، بلکه با رها کردن سایر حوزه‌ها، در پاسخگویی به رای‌دهندگان ناکام مانده‌اند.

دولت روحانی هم قدرت مقابله با کانون‌های قدرت را ندارد، و هم از سوی رای‌دهندگانش به بی‌تفاوتی متهم شده است. چنین وضعیتی، دستگاه اجرایی را در موقعیت ناپایدار و ژله‌ای، قرار داده است.

مردم برخورداری از یک زندگی انسانی، شغل، مسکن، آموزش و بهداشت و را حق خود می‌دانند، اما تصمیم‌گیری‌های حاکمیت بدون نظر مردم و نمایندگان آنان، در عرصه­ های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی و نیز تصمیم‌های سرنوشت سازی همچون ورود به جنگ‌های منطقه­ای و سیاست‌های تنش­زا در روابط خارجی، فاصله مردم و حکومت را افزایش داده است.

دستگاه اجرایی هم مشی سکوت در پیش گرفته و به جای توضیح و پاسخگویی به رای‌دهندگانش، تنها به اشاره‌هایی گهگاه محدود شده است.

کارگران و معلمان هنوز همان شعارهایی را سر می‌دهند که در ۵ سال گذشته فریاد می‌زدند، با این حال واکنش مسئولان هر سال کمتر و کمتر شده و به جایی رسیده که دیگر حتی خبری از حضور رئيس جمهور در میان تشکل‌های مختلف صنفی و اجتماعی نیست.

دولتی که با نور امید و تدبیر به روی کار آمد، در حال کم‌فروغ شدن و رنگ باختن است. چنین تصویری مطالبات را به حد انفجار رسانده و موقعیت حاکمیت را بیش از همیشه در مخاطره مشروعیت قرار داده است. با وجود این موقعیت، هنوز هم دولتمردان سکوت کرده‌اند.