نامه‌های ممنوعه: آلبر کامو و ماریا کاسارس

نامه‌های ممنوعه: آلبر کامو و ماریا کاسارس

امین بزرگیان

سه شنبه ۲۵ اردیبهشت 1397 - 14:50

استفانی لاکاوا

Saaad School

بخش پایانی                                            

 

در این چند هفته گذشته، من بر روی مجموعهای از منابع اولیه که مثل یک داستان طربناکِ افسانهای بود، تمرکز کردم. کتاب بزرگی است، نزدیک به 1300 صفحه رونویسی شده از نامهها، کارتپستالها و تلگرامهایی که بین نویسنده و فیلسوف فرانسوی، آلبر کامو و بازیگر اسپانیایی، ماریا کاسارس در سالهای 1944تا 1959 رد و بدل شده است.

کاسارس مینویسد: « من تو را نگه داشتم مثل اولین بار. قلب تو و هر آنچه که هستی را دوست دارم. زمانی که به خودمان فکر میکنم پوچ به نظر میرسد اگر ابدیت را باور نکنیمهمسر کامو از عشقبازی زجرآورش آگاه بود (چون فقط کاسارس نبود). او از افسردگی رنج میبرد و در سال 1954 اقدام به خودکشی کرد.

در نامهها، میل به یکدیگر با وجود شکسته شدنها پایدار ماند و بر زمانهایی که با هم اسطورهوار گذرانده بودند، متمرکز شد. در خاطرات آنها آن لحظات در مراجعهای مدام و همچنان اسطورهای بود طوری که امروز نمیتوان در هیچ رابطهای پیدا کرد.

چیزی که در طول زمان در نامهها تغییر کرد این بود که کاسارس دیگر از کامو نمیخواهد چیزی بنویسد، در عوض از او میخواهد، ملایمتر باشد: «همانطور که همیشه میخواستی زندگی کن. اگر حال نوشتن نداری ننویس. تو به اندازه کافی میدانی که ما الآن جز به تکرار همدیگر، نمیتوانیم به هم کمک کنیمکاسارس از او خواست که برایش یک نامه بنویسد که تنبلی برایش آرامشبخش است . حتی یک کلمه: « من چیزی را که نیاز دارم بدانم خواهم فهمید. من هم همین کار را خواهم کرداو همه چیزهایی را که قبلا گفته بود در نامههای بعدی هم تکرار کرد. اینکه او نمیتواند زندگی را بدون آلبر تصور کند ولی باید بتواند. او از غیبت کامو صرف نظر کرد به خاطر اینکه میدانست کامو همیشه برای او حضور خواهد داشت. کاسارس مینویسد: « همین است. با وجود هر چیزی که پیش آید تو تا ابد در تمام زندگی من هستی

در آخرین نامه کامو فقط این را مینویسد: « خب. آخرین نامه. فقط بهت بگم که من سهشنبه میرسم... به زودی... عجیب و غریب منکامو به کاسارس میگوید، سهشنبه که آنها بههم برسند عشقشان را از اول شروع خواهند کرد.

رابطه اینجا به پایان میرسد.

چند روز بعد از آخرین نامه، در 4 ژانویه 1960 کامو در تصادف رانندگی میمیرد.

همان طور که داستان زندگی او میگوید، هنگام مرگ یک بلیط در جیب کامو بوده است. کاسارس سی و شش سال دیگر به زندگی ادامه میدهد تا این که او نیز یک روز بعد از تولد ۷۴ سالگیاش در خاک وطنش در فرانسه میمیرد.

ولی طنین زندگی و هنر ادامه پیدا کرد: یک سال بعد از مرگ کامو، کاسارس در نقش شاهزاده در «صورت زن از مرگ» از آخرین بخش از سهگانه «اورفنیک کوکتو» ظاهر شد. در این نمایش، مثلث عشقی بین شاهزاده، شاعر و همسر حاملهاش، ایرودیس، به نمایش در میآید. صحنه این نمایش در پاریسِ رؤیایی پس از جنگ برپا شد.

 

این متن ترجمهای بود از :

 

https://bit.ly/2rkZaS4