زن محافظه کار یا مرد لیبرال؟

فرناز سیفی

پنجشنبه ۱۷ فروردین 1396 - 21:22

«بین انتخاب یک زن محافظه‌کار که درباره حقوق زنان نظرات سنتی و واپس‌گرایانه دارد با مردی که باورهای سیاسی پیشروتر دارد، من حتما به آن مرد رای می‌دهم. حضور زنی محافظه‌کار و سنتی در مجلس یا شورا هیچ سودی برای مطالبات زنان ندارد.»

شاید شما هم این استدلال را با نزدیک شدن زمان هر انتخابات مجلس یا شوراهای شهر و روستا از زبان دوست و آشنا و همکار شنیده باشید یا در وب‌گردی یادداشت‌هایی با چنین استدلالی به چشم‌تان خورده باشد.

شاید خودتان هم به‌ویژه اگر مسائل و مشکلات زنان، از اولویت‌های جدی‌تان در انتخاب است، ترجیح می‌دهید به‌جای زنی که نقش زنان را محدود در خانه و همسرداری و مادری می‌بیند، به نامزد مرد این معادله رای بدهید که شاید چندان هم سودی برای مطالبات زنان نداشته باشد، اما خیالتان راحت‌تر است که ضرری هم به‌بار نخواهد آورد.

دیوید ریچاردز، استاد علوم‌سیاسی و حقوق بشر در دانشگاه کانکتیکات و ژیلین هگ‌لوند، محقق در دانشگاه سنت‌لوئیز هم در ابتدای کار تحقیقی مشترک‌شان حدس و گمان مشابه‌ای داشتند. این دو محقق دانشگاهی کار تحقیقی مشترکی را شروع کرده بودند تا تاثیر قوانین بر مساله «خشونت علیه زنان» را از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ در ۱۹۶ کشور جهان بررسی کنند.

در جریان تحقیق درباره قوانین مرتبط با خشونت علیه زنان، متوجه نکته بااهمیت دیگری شدند: به‌رغم باور رایج اتفاقا هرچقدر شمار زنان نماینده با هر باور سیاسی که دارند، در مجالس قانون‌گذاری یا در سطح سیاست محلی بیشتر باشد، در درازمدت به نفع اهداف جنبش‌های زنان است و تاثیر مثبتی در پیشبرد مطالبات زنان دارد.

 بررسی داده‌ها نشان می‌دهد حتا اگر زنانی که راهی پارلمان می‌شوند، با تکیه بر رانت خانوادگی به این موقعیت سیاسی رسیده باشند، باز در درازمدت تاثیری مثبت در پیشبرد مطالبات زنان برجا می‌گذارد. تابوشکنی کرده و مسیر را برای حضور شمار بیشتری از زنان یا حضور زنان در سمت‌های اجرایی دیگر، هموارتر می‌کند. 

ریچاردز و هگ‌لوند در کتابی که منتشر کردند، "Violence Against Women and The Law"  اعلام کردند که نتیجه‌ی تحقیق و بررسی مفصل آن‌ها نشان می‌دهد حضور هرچه بیشتر زنان در پارلمان‌‌های ملی یا محلی، به‌ویژه در راستای تصویب قوانینی مفید است که از خشونت علیه زنان پیشگیری می‌کند یا خدمات بهتری را برای زنان قربانی خشونت پیش‌بینی می‌کند.

این بررسی هم البته یافته‌های برخی دیگر از تحقیق‌های پیشین را تایید کرد که شمار بیشتر زنان با دیدگاه‌های محافظه‌کارانه و به‌دور از برابری‌خواهی در سطح قانون‌گذاری، در کوتاه‌مدت احتمالا تاثیر مثبتی به بار نمی‌آورد و گاه حتا می‌تواند به عقب‌گردی هم منجر شود.

بخش زنان سازمان ملل متحد در آخرین آماری که در ماه اوت ۲۰۱۶ منتشر کرد، اعلام کرد که درحال‌حاضر ۲۲.۸ درصد نمایندگان پارلمان‌های جهان را زنان تشکیل می‌دهند. این رقم در سال ۱۹۹۵ کمی بیش از ۱۱ درصد بود و روند گرچه به‌آهستگی، رو به جلو است.

سازمان ملل متحد اعلام کرد که آمار دقیق جهانی از شمار زنان در شوراهای محلی شهرها و روستاها در دسترس نیست. با این‌حال تحقیق آن‌ها نشان می‌دهد هرکجا زنان بیشتری وارد شوراهای محلی شدند، شمار پروژه‌هایی که نفع عمومی برای گروه بزرگ‌تری از افراد جامعه دارد، افزایش پیدا کرده و چنین پروژه‌هایی با موفقیت بیشتر پیش رفتند. سازمان ملل از پروژه‌های تامین آب آشامیدنی سالم در مناطق محروم در برخی کشورهای آسیا مثال زد که هرکجا زنان در اجتماع محلی خود عزم خود را جزم کرده و راهی شورا شدند، پروژه‌های آب آشامیدنی سالم بهتر و سریع‌تر پیش رفت.

بنا به اعلام ستاد انتخابات وزارت کشور، در انتخابات پیش‌روی شوراهای اسلامی شهر و روستا، تعداد زنانی که داوطلب رقابت برای ورود به شوراها شدند، تنها ۶ درصد مردان است. در دوره‌ی قبل انتخابات شوراها که وضعیت برای زنان بهتر بود، در مجموع کمی بیش از ۶ هزار زن در سراسر کشور موفق به ورود به شوراها شدند.

مجموع یافته‌های تحقیق دانشگاهی ریچاردز و هگ‌لوند و آمار و بررسی سازمان ملل متحد نتیجه روشنی دارد: تنها کیفیت نیست که اهمیت دارد. اتفاقا کمیت هم مهم است. شمار زنانی که در انتخابات پیش‌رو رای کافی برای ورود به شوراها کسب کنند، اهمیت دارد و می‌تواند در درازمدت تاثیری غیرقابل‌انکاری در مطالبات زنان و هموار کردن این مسیر سنگلاخ به‌بار آورد.

حالا چه تصمیمی بگیریم؟‌به زنی رای بدهیم که عقاید محافظه‌کارانه‌ای درباره‌ی زنان دارد یا آن مردی که به نظر عقاید پیشروتری دارد؟ تاثیر کوتاه‌مدت مهم‌تر است یا درازمدت؟‌ امروز را بچسبیم یا به فرداها هم فکر کنیم؟‌ شاید بد نباشد این‌بار قبل این‌که نامی را روی برگه‌ی رای بنویسیم، به سویه‌ها و ابعاد دیگری از اهمیت رای هم فکر کنیم.