جمنا، پایان یک آغاز

جمنا، پایان یک آغاز

فرنوش امیرشاهی

جمعه ۲۵ فروردین 1396 - 10:11

همانطور که انتظار می‌رفت تشکل نوپای جبهه مردمی نیروهای انقلاب، معروف به جمنا، اعلام کرد هر پنج کاندیدای نهایی‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو ثبت نام خواهند کرد و بعد از مناظره‌های انتخاباتی، به نفع نامزد منتخب نهایی، انصراف می‌دهند. 

در ماه‌های گذشته تمام تلاش اعضای هیات مرکزی جمنا، نشان دادن جریانی یکدست و هماهنگ و متحد در مقابل حسن روحانی، رقیب جدی جناح مقابل آنهاست. اما شواهد امر نشان می‌دهد که جبهه مردمی نیروهای انقلاب، تنها یک اقدام ناکام بود که نتیجه آن علنی شدن بیش از پیش تشتت مزمن اصولگرایان بود. Saaad School

شاهد این مدعا، بیانیه سرلسیت این جریان یعنی ابراهیم رئیسی، مبنی بر تمایل به حضور مستقل در انتخابات است.

علاوه بر این، ثبت‌نام مصطفی میرسلیم، نامزد حزب موتلفه، مسعود زریبافان و حمیدرضا بقایی، خارج از ساز و کار جمنا، جدا شدن رسمی سعید جلیلی و اعتراض‌هایی نسبت به مهندسی آرا در جریان انتخاب کاندیداهای نهایی، همگی نمایانگر تبدیل شدن جمنا به موجودی ناقص است که دیگر فرصت تغییر و اصلاح آن وجود ندارد.

اما چرا جبهه مردمی نیروهای انقلاب به اینجا رسید؟

وقتی اولین نشست جمنا، با حضور جمعی سه هزار نفره تشکیل شد، اولین نکته‌ای که به چشم می‌آمد غیبت بخشی از نیروهای کلیدی و تاثیرگذار این جریان همچون علی لاریجانی و محمدرضا باهنر و حتی احمد توکلی بود.

در نبود این چهره‌ها، شورای مرکزی جبهه مردمی تشکیل شد که نمایندگان تمام طیف‌های اصولگرایان نبودند. در چنین شرایطی خیلی عجیب نبود که از ۲۶۹۱ رای ماخوذه، ۱۷۰ رای باطله بود.

مضاف بر این، اصولگرایان کماکان از فقدان چهره‌های کاریزماتیک و موثر برای معرفی به افکار عمومی و تاثیرگذاری بر رای آنها رنج می‌برند.

پنج نامزد نهایی این جریان یعنی ابراهیم رئیسی، علیرضا زاکانی، مهرداد بذرپاش، محمدباقر قالیباف و حمیدرضا حاجی‌بابایی، هیچکدام از چنان جایگاه سیاسی و اجتماعی برخوردار نیستند که به تنهایی رقیبی قدر برای نامزد جناح مقابل خود قلمداد شوند.

حتی ابراهیم رئیسی، سرلیست این جریان، تولیت آستان قدس رضوی، تنها سابقه قضایی در کارنامه دارد که آن هم به دلیل نقش وی در اعدام‌های زندانیان سیاسی دهه شصت، محل سوال است.

به همین دلیل فعالان سیاسی و رسانه‌های اصولگرا می‌کوشند ابراهیم رئیسی را «نامزد نظام» معرفی کنند تا به این وسیله رای گروهی از مردم را به سوی او روانه کنند.

مورد دیگری که راه اتحاد اصولگرایان را سخت کرده است، حضور محمود احمدی‌نژاد است. چهره‌ای ساختارشکن که سال ۸۴ با حمایت نواصولگرایان مشهور به آبادگران، خط پایانی بر نقش رهبری و ریش‌سفیدی جامعتین -جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز- کشید و طی یک دهه بخشی از رای اصولگرایان را به سبد خود ریخت.

کاندیداتوری دوباره رئیس دولت‌های نهم و دهم، شرایط اصولگرایان را پیچیده‌تر از قبل کرده است. چرا که میان او و اصولگرایان یک رابطه عشق و نفرت وجود دارد. به این معنا که از یک طرف، جریان راست او را از خود طرد کرده و حاضر نیستند که هیچ نوع همکاری و همراهی با تیم آقای احمدی‌نژاد داشته باشند و از سوی دیگر می‌دانند که او به نام این جریان از میزانی از آرا برخوردار است.

احمدی‌نژاد نیز خود بارها گفته است که اجازه نمی‌دهد اصولگرایان از اسم او استفاده کنند و به ائتلاف برسند. در چنین شرایطی حضور مستقل او در مبارزات انتخاباتی، بیش از آنکه با هدف رقابت با حسن روحانی باشد، به انتقام‌گیری از دوستان قدیم اصولگرا تبدیل شده است. تنها امید بدنه جمنا، ردصلاحیت محمود احمدی‌نژاد است.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب در چنین شرایط بغرنجی از کاندیداهای خود خواسته است به ستاد انخابات کشور رفته و ثبت نام کنند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که پایان این تلاش‌ چندماهه به نقطه‌ای ختم شود که مورد انتظار جمنا است.

در سال ۹۲ نیز کاندیداهای اصولگرایان، با وجود قول و قرارهای اولیه، حاضر نشدند به نفع یکدیگر انصراف دهند و در نهایت تنها یک نفر کناره‌گیری کرد.

حالا هم با توجه به نشانه‌ها و اخباری که وجود دارد، خیلی دور از ذهن نیست که ماجرای سال ۹۲ بار دیگر تکرار شود و اصولگرایان با نامزدهای متنوع قدم به رقابت‌های انتخاباتی بگذارند.

تشکلی که با تلاش درخور تقدیر اصولگرایان شکل گرفت، خیلی زود به یک حرکت ناکام تبدیل شد و به نظر می‌رسد عمر کوتاهی تا پایان دوران انتخابلت ریاست‌جمهوری دوره دوازدهم خواهد داشت.